آموزش ریاضی

چرا چیزهایی که یاد می‌گیریم فراموش می‌کنیم؟

چرا چیزهایی که یاد می‌گیریم فراموش می‌کنیم؟

بررسی علمی حافظه و روش‌های بهتر یادگیری

حتماً برای شما هم پیش آمده که یک مطلب را با دقت بخوانید، چند ساعت بعد احساس کنید کاملاً آن را یاد گرفته‌اید، اما روز بعد هنگام

مرور دوباره متوجه شوید بخش زیادی از آن را به خاطر نمی‌آورید.

گاهی حتی موضوعی را چند بار مطالعه می‌کنیم و باز هم احساس می‌کنیم در ذهنمان نمی‌ماند. در چنین شرایطی ممکن است اولین

فکری که به ذهنمان برسد این باشد که «حافظه خوبی ندارم» یا «من خیلی زود مطالب را فراموش می‌کنم». اما فراموش کردن همیشه

به معنی ضعیف بودن حافظه نیست.

مغز انسان قرار نیست همه اطلاعاتی را که در طول روز دریافت می‌کند برای همیشه نگه دارد. مقدار بسیار زیادی از اطلاعات، تصاویر،

صداها، گفتگوها و مطالبی که هر روز با آن‌ها روبه‌رو می‌شویم، بعد از مدتی از دسترس خارج می‌شوند. در واقع، بخشی از فراموشی

یک فرایند طبیعی مغز است.

مسئله اصلی برای یادگیری این نیست که چگونه هیچ مطلبی را فراموش نکنیم؛ بلکه این است که چگونه اطلاعات مهم را طوری یاد

بگیریم که احتمال ماندگاری آن‌ها در حافظه بیشتر شود.

در این مقاله با دلایل فراموش کردن مطالب و روش‌هایی آشنا می‌شویم که می‌توانند یادگیری را عمیق‌تر و ماندگارتر کنند.

چرا مغز بعضی چیزها را نگه می‌دارد و بعضی چیزها را فراموش می‌کند؟

مغز دائماً در حال دریافت اطلاعات است، اما همه این اطلاعات ارزش یکسانی برای ما ندارند. بخشی از آن‌ها فقط برای چند لحظه مورد

توجه قرار می‌گیرند و بعد کنار گذاشته می‌شوند.

برای مثال، ممکن است شماره یک مغازه را هنگام عبور از خیابان ببینید، آن را برای چند دقیقه به خاطر بسپارید و بعد از مدتی دیگر به آن

نیاز نداشته باشید. در مقابل، نام یکی از نزدیکان یا اطلاعاتی که بارها استفاده می‌کنید، معمولاً ماندگارتر می‌شود.

این تفاوت به عوامل مختلفی بستگی دارد؛ از جمله توجه، تکرار، ارتباط دادن اطلاعات جدید با دانسته‌های قبلی، اهمیت مطلب و میزان

استفاده از آن.

به زبان ساده، چیزی که فقط از جلوی چشم ما عبور کند، لزوماً به یک خاطره پایدار تبدیل نمی‌شود.

یادگیری واقعی زمانی شکل می‌گیرد که مغز بتواند اطلاعات را پردازش کند، برای آن معنا بسازد و در صورت نیاز دوباره به آن دسترسی

پیدا کند.

فراموش کردن همیشه نشانه ضعف حافظه نیست

گاهی دانش‌آموزی چند ساعت مطالعه می‌کند و روز بعد بخشی از مطالب را فراموش می‌کند. ممکن است تصور کند که حافظه‌اش

ضعیف است، در حالی که مشکل اصلی می‌تواند روش مطالعه باشد.

فرض کنید کسی یک فصل را سه بار از ابتدا تا انتها بخواند، اما هیچ‌وقت کتاب را نبندد و تلاش نکند مطالب را از ذهن خودش بازگو کند.

او هنگام خواندن ممکن است احساس کند همه چیز را بلد است، اما این حس لزوماً به معنی یادگیری عمیق نیست.

یکی از تفاوت‌های مهم میان آشنا بودن با یک مطلب و توانایی به یاد آوردن آن مطلب همین‌جاست.

ممکن است وقتی پاسخ را می‌بینید بگویید «این را می‌دانستم»، اما وقتی کتاب بسته است نتوانید همان مطلب را توضیح دهید.

یادگیری زمانی محکم‌تر می‌شود که مغز بتواند بدون کمک مستقیم از منبع، اطلاعات را دوباره بازیابی کند.

۷ دلیل اصلی فراموش کردن مطالب درسی

۱. مطالعه بدون تمرکز

مطالعه و حواس پرتی

اولین مرحله یادگیری، توجه است.

اگر هنگام مطالعه هم‌زمان تلفن همراه را بررسی کنیم، پیام‌ها را جواب بدهیم، شبکه‌های اجتماعی را مرور کنیم یا دائماً بین چند کار

جابه‌جا شویم، بخشی از انرژی ذهن صرف همان حواس‌پرتی‌ها خواهد شد.

در چنین شرایطی ممکن است زمان زیادی پای کتاب بگذرد، اما مقدار یادگیری واقعی کم باشد.

به همین دلیل گاهی مشکل از این نیست که «زیاد فراموش می‌کنیم»، بلکه مشکل این است که از ابتدا مطلب با توجه کافی وارد فرایند

یادگیری نشده است.

۲. یادگیری سطحی و حفظ کردن

حفظ کردن می‌تواند برای بعضی مطالب لازم باشد، اما وقتی تمام فرایند یادگیری به حفظ کردن محدود شود، احتمال فراموشی بیشتر

می‌شود.

وقتی یک مطلب را فقط به شکل مجموعه‌ای از جمله‌ها یا فرمول‌ها حفظ می‌کنیم، ارتباط کمی میان اجزای آن شکل می‌گیرد.

در مقابل، اگر بدانیم یک موضوع چرا درست است، چگونه به وجود آمده و چه ارتباطی با مفاهیم قبلی دارد، مسیرهای بیشتری برای

یادآوری آن در ذهن ایجاد می‌شود.

برای نمونه، در یادگیری ریاضی فقط حفظ کردن یک فرمول معمولاً کافی نیست. وقتی دانش‌آموز مفهوم پشت فرمول را درک می‌کند و

می‌داند چه زمانی باید از آن استفاده کند، احتمال ماندگاری مطلب بسیار بیشتر می‌شود.

۳. نداشتن مرور

حل تمرین و حافظه

یکی از اشتباه‌های رایج این است که تصور کنیم اگر یک مطلب را امروز خوب یاد گرفتیم، دیگر نیازی به مرور آن نداریم.

حافظه در صورت استفاده نکردن از اطلاعات، به‌مرور دسترسی به آن‌ها را دشوارتر می‌کند. مرور مناسب کمک می‌کند مطالب دوباره

فعال شوند و ارتباط آن‌ها با حافظه بلندمدت تقویت شود.

البته مرور به معنی خواندن مکرر یک صفحه برای چندین بار پشت سر هم نیست.

مرور مؤثر زمانی ارزش بیشتری دارد که بین دفعات مطالعه فاصله ایجاد شود.

۴. مطالعه فشرده در یک جلسه

شب امتحان معمولاً وسوسه زیادی برای مطالعه فشرده ایجاد می‌کند. ممکن است فرد چند ساعت پشت سر هم حجم زیادی از مطالب

را بخواند و حتی همان شب احساس کند همه چیز را بلد است.

اما این یادگیری لزوماً پایدار نیست.

وقتی مطالب در چند جلسه و با فاصله زمانی مناسب مرور می‌شوند، فرصت بیشتری برای پردازش و تثبیت آن‌ها وجود دارد.

به همین دلیل، مطالعه‌ای که در چند روز پخش شده باشد، معمولاً از مطالعه فشرده چندساعته در یک شب کیفیت متفاوتی دارد.

۵. خواب ناکافی

خواب فقط برای استراحت بدن نیست. مغز در زمان خواب نیز فرایندهای مهمی را انجام می‌دهد.

یکی از عوامل مهم برای یادگیری، داشتن خواب کافی و منظم است. وقتی فرد دائماً کم‌خواب باشد، علاوه بر کاهش تمرکز و هوشیاری،

عملکرد ذهنی او نیز می‌تواند تحت تأثیر قرار بگیرد.

بنابراین گاهی دانش‌آموزی ساعت مطالعه خود را افزایش می‌دهد، اما در مقابل از خوابش کم می‌کند. این تصمیم همیشه به معنی

یادگیری بیشتر نیست.

چند ساعت مطالعه اضافی، اگر با خستگی شدید همراه باشد، ممکن است بازدهی کمتری نسبت به مطالعه متمرکز و خواب مناسب

داشته باشد.

۶. استرس و فشار ذهنی

یادگیری در شرایط استرس شدید می‌تواند دشوارتر شود.

وقتی ذهن دائماً درگیر نگرانی درباره نتیجه امتحان، شکست، قضاوت دیگران یا عقب افتادن از برنامه باشد، بخشی از ظرفیت توجه

صرف همین نگرانی‌ها می‌شود.

به همین دلیل، ایجاد یک محیط مطالعه آرام و داشتن برنامه‌ای واقع‌بینانه می‌تواند به کیفیت یادگیری کمک کند.

قرار نیست دانش‌آموز هیچ‌وقت استرس نداشته باشد؛ هدف این است که اضطراب آن‌قدر زیاد نشود که مانع تمرکز و عملکرد طبیعی

ذهن شود.

۷. نداشتن ارتباط بین مطالب

مطالب جدا از هم، راحت‌تر فراموش می‌شوند.

وقتی یک مفهوم جدید را به چیزی که از قبل می‌دانیم وصل می‌کنیم، درک آن ساده‌تر می‌شود و راه‌های بیشتری برای یادآوری ایجاد

می‌شود.

مثلاً وقتی یک مفهوم علمی را با یک مثال واقعی از زندگی روزمره مرتبط می‌کنیم، معمولاً یادآوری آن آسان‌تر از زمانی است که فقط

تعریف آن را حفظ کرده باشیم.

به همین دلیل، یکی از روش‌های خوب یادگیری این است که از خودمان بپرسیم:

«این مطلب به چه چیزی که قبلاً می‌دانم مربوط است؟»

حافظه کوتاه‌مدت و بلندمدت چه تفاوتی دارند؟

حافظه کوتاه مدت و بلند مدت

در فرایند یادگیری، اطلاعات ابتدا باید مورد توجه و پردازش قرار بگیرند. بخشی از اطلاعات برای مدت کوتاهی در ذهن فعال می‌مانند و

در صورت پردازش و تثبیت مناسب، می‌توانند وارد حافظه بلندمدت شوند.

ظرفیت ذهن برای نگه‌داشتن اطلاعات جدید در یک لحظه محدود است. به همین دلیل اگر حجم زیادی از اطلاعات را بدون ساختار

مناسب وارد ذهن کنیم، احتمال سردرگمی و فراموشی بیشتر می‌شود.

این موضوع یکی از دلایلی است که تقسیم کردن مطالب به بخش‌های کوچک‌تر می‌تواند مطالعه را ساده‌تر کند.

به جای اینکه بخواهیم یک فصل طولانی را یک‌جا یاد بگیریم، می‌توانیم آن را به چند بخش تقسیم کنیم، هر قسمت را بفهمیم و سپس

ارتباط آن‌ها را بررسی کنیم.

تکرار با فاصله چیست و چرا به یادگیری کمک می‌کند؟

فرض کنید امروز یک مطلب را مطالعه کرده‌اید.

اگر فردا دوباره آن را مرور کنید، چند روز بعد دوباره به آن برگردید و سپس فاصله مرورها را بیشتر کنید، مغز در چند نوبت مختلف مجبور

می‌شود اطلاعات را بازیابی و فعال کند.

به این شیوه معمولاً مرور فاصله‌دار گفته می‌شود.

نکته مهم این است که مرور فاصله‌دار فقط به معنی دوباره خواندن نیست. بهتر است بین جلسات، تلاش کنیم بخشی از مطلب را از

حافظه به یاد بیاوریم.

برای مثال:

امروز مطلب را یاد بگیرید.

فردا آن را بدون نگاه کردن توضیح دهید.

چند روز بعد دوباره سؤال‌هایی درباره آن حل کنید.

هفته بعد نکات اصلی را مرور کنید.

این نوع برنامه باعث می‌شود یادگیری از حالت یک تجربه کوتاه خارج شود.

چرا به یاد آوردن بهتر از چند بار خواندن است؟

یکی از روش‌های مؤثر برای بررسی اینکه آیا چیزی را واقعاً یاد گرفته‌ایم یا نه، یادآوری فعال است.

در این روش، منبع را می‌بندیم و تلاش می‌کنیم اطلاعات را خودمان بازسازی کنیم.

مثلاً به جای اینکه یک صفحه را پنج بار بخوانیم، یک بار آن را با دقت مطالعه کنیم، سپس کتاب را ببندیم و از خودمان بپرسیم:

«موضوع اصلی چه بود؟»

«چه نکاتی را یاد گرفتم؟»

«اگر بخواهم این مطلب را برای شخص دیگری توضیح بدهم، از کجا شروع می‌کنم؟»

«چه چیزی را هنوز بلد نیستم؟»

این کار ممکن است در ابتدا سخت‌تر از دوباره خواندن باشد، اما همین سختی می‌تواند نشان دهد که مغز واقعاً در حال بازیابی

اطلاعات است.

خواب چه نقشی در یادگیری و تثبیت حافظه دارد؟

نقش خواب در حافظه

یادگیری فقط زمانی اتفاق نمی‌افتد که پشت میز نشسته‌ایم.

بعد از مطالعه، مغز همچنان درگیر پردازش اطلاعات است و خواب یکی از عوامل مهم در عملکرد شناختی و تثبیت بعضی از آموخته‌ها

محسوب می‌شود.

به همین دلیل، دانش‌آموزی که برای افزایش ساعت مطالعه، خواب خود را به شکل دائمی کاهش می‌دهد ممکن است در نهایت بخشی

از کیفیت یادگیری را از دست بدهد.

یک برنامه خوب مطالعه باید بین مطالعه، استراحت و خواب کافی تعادل ایجاد کند.

چگونه مطالب را طوری بخوانیم که دیرتر فراموش شوند؟

حفظ کردن اطلاعات به تنهایی هدف خوبی نیست. هدف این است که بتوانیم آن‌ها را در زمان مناسب به یاد بیاوریم و استفاده کنیم.

مرور فاصله‌دار

مطالب مهم را در یک جلسه تمام نکنید.

مرور را در روزهای مختلف پخش کنید و فاصله میان مرورها را به‌تدریج افزایش دهید.

یادآوری فعال

بعد از مطالعه، کتاب را ببندید و تلاش کنید مطلب را توضیح دهید.

حتی اگر بخشی را اشتباه به یاد بیاورید، همین تلاش اطلاعات مورد نیاز برای یادگیری را مشخص‌تر می‌کند.

خلاصه‌نویسی هوشمند

قرار نیست تمام کتاب را دوباره بنویسید.

خلاصه باید شامل نکات کلیدی، ارتباط مفاهیم و مواردی باشد که احتمال دارد بعداً برای یادآوری به آن‌ها نیاز پیدا کنید.

ارتباط دادن مطالب

هر مطلب جدید را به یک مفهوم قبلی، مثال واقعی، تصویر ذهنی یا تجربه آشنا متصل کنید.

وقتی اطلاعات در شبکه‌ای از ارتباطات قرار می‌گیرند، معمولاً یادآوری آن‌ها آسان‌تر می‌شود.

تمرین و حل مسئله

در بسیاری از دروس، مخصوصاً درس‌هایی مانند ریاضی، تنها خواندن کافی نیست.

اگر قرار است یک مفهوم را به کار ببرید، باید واقعاً از آن استفاده کنید.

ممکن است دانش‌آموز هنگام نگاه کردن به حل یک سؤال احساس کند آن را فهمیده است، اما وقتی خودش با سؤال مشابه مواجه

می‌شود نتواند راه‌حل را پیدا کند.

حل کردن مستقل، یکی از راه‌های مهم تبدیل «آشنایی» به «توانایی» است.

یک روش ساده برای ماندگار کردن مطالب درسی

برای بسیاری از مطالب می‌توان یک چرخه ساده طراحی کرد:

یادگیری → بستن کتاب → یادآوری → تمرین → بررسی اشتباه → مرور دوباره

فرض کنید امروز یک مبحث جدید را مطالعه کرده‌اید.

بعد از مطالعه، کتاب را ببندید و چند دقیقه سعی کنید مفهوم اصلی را برای خودتان توضیح دهید.

سپس چند سؤال یا تمرین مرتبط انجام دهید.

هر جا اشتباه کردید، به جای اینکه فقط جواب درست را ببینید، بررسی کنید چرا اشتباه کرده‌اید.

چند روز بعد دوباره همان مطلب را بدون مطالعه کامل، از حافظه مرور کنید.

این روش از این جهت مفید است که یادگیری را از یک فعالیت منفعل به یک فرایند فعال تبدیل می‌کند.

این روش چگونه برای یادگیری ریاضی هم کاربرد دارد؟

ریاضی مثال بسیار خوبی برای تفاوت میان «خواندن» و «یادگیری» است.

فرض کنید دانش‌آموز یک مبحث را در کتاب می‌خواند و سپس به حل یک سؤال نگاه می‌کند. ممکن است در همان لحظه همه مراحل

کاملاً واضح به نظر برسند.

اما وقتی کتاب بسته می‌شود و یک سؤال مشابه در اختیارش قرار می‌گیرد، ممکن است نداند از کجا شروع کند.

این اتفاق لزوماً به معنی ضعف هوش یا حافظه نیست.

در بسیاری از موارد، دانش‌آموز هنوز مرحله بازیابی و استفاده مستقل از مفهوم را به اندازه کافی تمرین نکرده است.

برای یادگیری بهتر ریاضی، بهتر است بعد از فهم مفهوم، چند مثال را بررسی کنیم، سپس خودمان سؤال را حل کنیم و در نهایت

اشتباهات را تحلیل کنیم.

در واقع، یکی از تفاوت‌های مهم میان یک یادگیرنده سطحی و یک یادگیرنده عمیق این است که نفر دوم فقط به دنبال دیدن پاسخ

نیست؛ بلکه می‌خواهد بفهمد چرا پاسخ درست است و چگونه می‌تواند بدون کمک دوباره به آن برسد.

از کجا بفهمیم واقعاً یک مطلب را یاد گرفته‌ایم؟

یک معیار ساده وجود دارد:

کتاب را ببندید.

اگر بتوانید مطلب را با زبان خودتان توضیح دهید، مثال بزنید، به سؤال‌های مرتبط پاسخ دهید و ارتباط آن را با مطالب قبلی بیان کنید،

احتمالاً یادگیری شما از سطح آشنایی اولیه فراتر رفته است.

اما اگر فقط هنگام نگاه کردن به کتاب احساس کنید همه چیز را می‌دانید، هنوز نمی‌توان با اطمینان گفت مطلب کاملاً یاد گرفته شده است.

یکی از بهترین آزمایش‌ها این است که از خودتان سؤال بپرسید و تلاش کنید بدون نگاه کردن پاسخ دهید.

یک قانون ساده برای مطالعه

به جای اینکه همیشه از خودتان بپرسید:

«چند بار این مطلب را خواندم؟»

بپرسید:

«اگر کتاب را ببندم، چقدر از این مطلب را می‌توانم توضیح بدهم؟»

این تغییر کوچک در نوع سؤال، می‌تواند روش مطالعه را کاملاً متفاوت کند.

جمع‌بندی

فراموش کردن بخش طبیعی یادگیری است و نباید هر بار که مطلبی را به یاد نمی‌آوریم، آن را نشانه ضعف حافظه بدانیم.

کیفیت یادگیری به عوامل مختلفی مانند توجه، خواب، مرور، تمرین، ارتباط دادن مطالب و روش بازیابی اطلاعات بستگی دارد.

مطالعه چندباره همیشه به معنی یادگیری عمیق نیست. گاهی یک بار مطالعه دقیق، همراه با یادآوری فعال و مرور فاصله‌دار، از چند

بار خواندن بدون تمرکز نتیجه بهتری دارد.

در نهایت، برای ماندگار شدن مطالب باید به مغز فرصت بدهیم که اطلاعات را بفهمد، بازیابی کند، به کار ببرد و دوباره مرور کند.

یادگیری یک اتفاق ناگهانی نیست. بیشتر شبیه ساختن یک مسیر است؛ هر بار که مطلب را به یاد می‌آوریم، از آن استفاده می‌کنیم و

ارتباطش را با دانسته‌های قبلی پیدا می‌کنیم، این مسیر محکم‌تر می‌شود.

به همین دلیل، اگر مطلبی را فراموش کردید، لزوماً به این معنی نیست که «حافظه خوبی ندارید». شاید فقط لازم باشد روش یادگیری

خود را تغییر دهید.

آماده یادگیری عمیق ریاضی هستید؟

دوره‌های آموزشی ما را ببینید و مسیر یادگیری خود را شروع کنید.

مشاهده دوره‌ها